شب بعد از رفتن مهمانها، بلوز بلند و شلوار و روسری پوشیدم و پاپوشم رو پام کردم اما فراموش کردم جوراب پام کنم..گرچه تنها نامحرم حاضر، آقای صاحب خانه بودند که جای پدرم هستند و من بسیار دوستشون دارم..روی مبل نشسته بودم و یادم نمیاد چی می خوندم که یهو متوجه پاهام شدم و آروم گفتم " ای وای یادم رفته جوراب بپوشم"..صبا که کنار دستم نشسته بودم انگار در انتظار چنین فرصتی کمین کرده باشد فورا گفت "تو پیراهن کوتاه تنت می کنی و عین خیالت نیست اونوقت جوراب نپوشیدن انقدر برات مهمه؟"..همون لحظه همزمان چند نفر حرف می زدند و من حرف صبا رو به سختی شنیدم اما اصلا به روی خودم نیاوردم چون به تندی حرفهاش عادت دارم..صبا زبان تندی دارد .. مثل مار
---
همون شب موقع خواب این قضیه دوباره یادم اومد..حرف صبا ذره ای برام مهم نبود، من اون بلوز دامن رو هزار جا پوشیدم و باز هم خواهم پوشید چون از نظر من بسیار زیبا و برازنده است و مشکلی هم نداره اما به پوچ بودن تفکرات و اعتقادات صبا خنده ام گرفت..اینکه انقدر دم از آزادی و احترام به حقوق و اعتقادات دیگران و "رای من کجاست" و این جور چیزها می زنه ، رشته حقوق هم خونده و برای چنین قضیه ای زندان هم میکشه اما در حد جامعه دو نفره من و خودش، برای من ، طرز فکرم و پوششم آزادی قائل نیست!
من هم قطعا لباس پوشیدن، آرایش کردن، اخلاقیات و طرز فکر خیلی ها رو نمی پسندم اما انقدر برای خودم و دیگران ارزش قائلم که همونطور که انتظار احترام از اونها رو دارم، بهشون احترام هم میذارم.. و این قضیه برام خیلی مهمه..
این قضیه در کل مسئله مهمی نبود، چون همونطور که گفتم، روی من ذره ای اثر نداشت و من کار خودم رو می کنم، اما مهم این "صبا" ها هستند که توی جامعه ما زیادند..اینهایی که ادعای "آزادی" شون گوش فلک رو کر کرده اما خودشون از هیتلر دیکتاتور تر هستند..
------
عین چنین اتفاقی دیروز توی شرکت ما افتاد و باعث ناراحتی یکی از همکارها، از دیگری شد..




برچسب:
نویسنده: reza
گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
دل بکن ! آینه اینقدر تماشایی نیست
حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا
دو برابر شدن غصه تنهایی نیست ؟!
بی سبب تا لب دریا مکشان قایق را
قایق ات را بشکن! روح تو دریایی نیست
آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد
آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست
آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست
خواستم با غم عشقش بنویسم شعری
گفت: هر خواستنی عین توانایی نیست
فاضل نظري




برچسب:
نویسنده: reza
دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود
گر درون تیره نباشد،همه دنیاست بهشت

برچسب:
نویسنده: reza